به نام خدا
یکی از مشکلات و نکات راه اندازی کسب و کارهای استارت آپی یا هر نوع آنلاین آن قرار گرفتن در فضا و امکانات مرتبط با آن موضوع است. همیشه این سوال که منابع خوب کدامند؟ ابزارهای پر کاربر دقیقا کدام دسته هستند؟ مطرح است.
در این پست نویسنده منابع خیلی خوب و متنوعی بسته به موضوعات مورد درگیر ارائه کرده است. جدا از منابع مورد اشاره، آشنایی با دسته هایی که یک استارت آپ باید درگیر شود، از خصوصیات مفید این مطلب است.
به نام خدا
چند روز پیش با یک بزرگواری در مورد خصوصیات اخلاقیم و کمبودهایی که دارم صحبت می کردیم. بحث هایی شد و نکات فراوانی یاد گرفتم.
داشتم فکر می کنم خصوصیت یک کارآفرین چیه؟ مثلا روابط عمومی بالا؟ توان تاثیرگذاری؟ بزرگ فکر کردن؟ بزرگ عمل کردن؟
مثل خیلی ها، منم زندگی افراد موفق یا مشهور را خواندم. خوشبختانه الان هم فرصت همکاری و آشنایی با تعدادی از افرادی که قرار است مدیران موفق ده سال آینده این کشور بلکه منطفه را دارم. خیلی از این افراد بسیاری از خصوصیات بالا را نداشتند و بعضی هنوز ندارند.
مثلا کارآفرین ها سعی می کنند خود را قوی و شکست ناپذیر نشون بدهند. ولی همین افراد مراجعه زیادی به روانپزشک دارند یا آمار خودکشی کمی ندارند. یا از کارشون پشیمون شدند. موسس نت برگ در جلسه ای می گفت، اگر کمتر از ۱۰۰ بار از کاری که راه انداختید پشیمون نشدید هنوز جا داره!
ولی چرا افرادی با این ضعف ها و کمبودها موفق می شوند؟ چیزی که من فهمیدم موضوع سر کسب توانایی است. بفهمیم چه چیزهایی کم داریم و بجنگیم برای کسب توانایی ها و خلق موفقیت ها.
هیچ چیز ساده ای وجود ندارد. چیز موفقیتی راحت به دست نمی آید. ولی برای تک تک موارد باید تلاش کرد.
اینجاست که توکل و لطف خدا دقیقا خودش را نشان می دهد. شما وظیفه تلاش دارید و همیشه در بدترین شرایط یکی هست که حواسش بهتون هست و به موقع اش دستتون می گیره.
واقعا بارها شکست هایی خوردم و (جدا از مواردی که خطای خاص شخصیم بوده) بعد از مدتی متوجه حکمت این موضوع شدم.
به نام خدا
دو سال است اخرهای سال، یک جلسه خصوصی با همه بچه های تیم فنی شرکت می گذارم. پای حرف تک تکشون می نشینم. برای من گپ های خیلی خوبی هستند. نکات عالی ای بچه ها اشاره می کنند. و بعضی اوقات متوجه می شوی که رفتارهایی ساده ای را داری فراموش می کنی.
هر دو سال بچه مرام خوبی گذاشتند و خیلی باز مطالب متنوعی مطرح کردند. بطور خاص معمولا پیشنهاد می شود این کارها توسط پرسشنامه صورت بگیرد. پرسشنامه هایی که خوب طراحی شده اند. اما برای ما این روش مصاحبه بازخورد خوبی داشت.
امروز قرار بود من در قالب یک ارائه جمع بندی جلسات را منتقل کنم. اولا کار سختی بود. چند مورد مهم را کلا جدا کردم، چرا که فکر می کردم مطرح کردنش در جمع اثر منفی دارد. از سوی دیگه، صرفا مطرح کردن موارد به صورت لیست وار پشت سر هم باعث حاشیه می شد.
لذا تصمیم گرفتم در مورد روند مصاحبه، تیپ افراد (مانند سابقه در شرکت فعلی، سابقه کلی، سن و ...)، دسته بندی های محتمل و رفتارهای متداول صحبت کنم. در بین هر موضوع یکی دو مورد از موارد را مطرح می کردم. همچنین سعی کردم عکس هایی را تهیه کنم که بار شوخی بیشتر داشته باشند. لذا در بین خنده و تیکه بچه ها، موارد در سریع مطرح کردم و فکر می کنم هر کس نکات مهم برای خودش را برداشت کرد.
یک کسب و کار نوپا چه از نوع استارت آپ چه از نوع شرکتی اجزا و شرایطی دارد. در مورد استارت آپ ها، ایده، توان اجرا، میزان نیاز بازار، مدل تجاری، هم تیمی ها و ... اجزا اصلی هستند.
بعضی ایده را خیلی خیلی مهم می دانند و به محض پیدا کردن یک ایده خوب کار را تمام شده حساب می کنند و بعضی خیلی بی اهمیت جلوه می دهند. ولی به نظر می رسد موضوع اصلی بین این دو سر قضیه است. ایده اولیه مهم است ولی حتی اگر ضعیف باشد می شود تقویتش کرد.
اما رسیدن به ایده خوب روش هایی دارد (بجز خلاقیت یک دفعه ای) که نمی خواهم در مورد صحبت کنم. فقط یک نکته:
یکی از رویکردهای استارت آپ های موفق ایجاد رفتار جدید در مشتریان است. روش هایی که اصطلاحا game changer نامیده می شوند. مثلا شما می خواهید یک استارت آپ در مورد تاکسی گرفتن بسازید. یک راه تبدیل فرآیند تاکسی گرفتن به سایت و نرم افزار موبایل است. یک راه دیگر طراحی فرآیند و اجزایی است که باعث می شود افراد به وسیله نقلیه برای جابجایی دست پیدا کنند.
برای مثال من با نرم افزارهای ویرایش عکس به سختی کار می کنم. هفته پیش با یک استارت آپ به نام canva آشنا شدم. یک سایت طراحی و ویرایش عکس و پوستر است مثل خیلی از سایت های مشابه. ولی وقتی به امکانات و روش کار آن نگاه می کنید می بینید به معنی واقعی ویرایش عکس را از یک موضوع تخصصی به موضوعی در حد تخصص های ابتدایی تبدیل کرده است. این یعنی تغییر روش رفتار افراد.
یکی از نکات جالب توجه شرکت ها، تعریف ساختار براساس هدف است.
یعنی می خواهید حیطه جدید داشته باشید؟ خب نیاز به واحد تحقیق و توسعه دارید. ولی این واحد باید کار بازرگانی هم بکند و بازخورد مشتری هم داشته باشد.
خب این با فروش روزانه در تداخل است؟ بیایید واحد بازرگانی را به واحد فروش و بازاریابی تقسیم کنیم. بازاریابی مسئولیت پشتیبانی های بلند مدت مشتری را بر عهده می گیرد. تحقیق و توسعه زیرمجموعه آن است. و در مورد فعالیت های بازاریابی نه فروش مسئولیت پیدا می کند.
از طرف اگر شرکت پروژه محور هستید می توانید واحد پروژه داشته باشید. مدیر پروژه، کنترل پروژه، تیم فنی و اجرا، پشتیبانی کوتاه مدت و فروش! زیر مجموعه آن می شوند. واقعا چه کسی بهتر از مدیرپروژه می تواند کارهای فروش را انجام دهد؟
به نام خدا
گوگل یک ابزار عالی به نام گوگل آنالتیک برای ردیابی وضعیت رفتاری کاربران دارد. این سرویس البته با ip ایران بسته است ولی محدودیتی برای هاست های ایرانی ندارد.
یکی از راهکارهای مورد استفاده، تعریف یک هدف مشخص برای دنبال کردن افراد است. مثلا ما روی سایت یک فرم داریم که می خواهیم میزان کلیک روی ثبت فرم را بسنجیم.
البته برای این کار باید اول تنظیمات اولیه مربوط به گوگل آنالتیک خود را درست کنید که در جای دیگر توضیح خواهم داد.
برای تعریف هدف می توانید در صفحه اصلی گوگل آنالتیک، به صفحه Admin رفته و از ستون سوم (view) گزینه Goal را انتخاب نمایید.
گل جدیدی را تعریف کنید. اسم دلخواه بگذارید و نوع هدف را مشخص کنید:
مقصد (Destination) : تعریف یک صفحه مشخص که میزان کاربران دستیافته به آن را مشخص می کند. همچنین سایتی که فرد را به صفحه نهایی آورده می توانید مشخص کنید.
مدت زمان (Duration): مدت زمانی که کاربر روی سایت شما صرف کرده.
تعداد صفحه مرور کرده در هر بازدید (Pages/Screens per sessions) : معلومه :)
رویداد (Event) : این مورد شاید عام ترین و منعطف ترین هدف است. اینجا شما یک سری پارامتر تعریف می کنید. روی سایتتان هم با تابع جاوا اسکریپت می توانید اتفاق خاصی را برای آن مشخص کنید. مثلا کلیک روی دکمه خاص، پخش فیلم که از زمان حداقلی بیشتر استفاده شده باشد.
برای این کار لازم است تابع
ga('send', 'event', 'Category', 'Action', 'Label', 'value' ');
را در جای خاص خود وارد نمایید. دو پارامتر اصلی همین مقدار باید باشند. پارامتر سوم تا پنج مقادیر رشته ای با محتوای تعریف شده خودتان است. مثلا category را می توانید بنویسید 'ثبت نام بچه ها'. هر اسمی روی این سه تا قرار بدهید سمت گوگل آنالتیک می توانید برایش شرط بگذارید. پارامتر آخر هم اختیاری است. مثلا می توانید بگید افرادی که سه پارامتر نظرسنجی به بالا را پرکردند به عنوان هدف بگذارید. مقدار value می شود تعداد آیتم های پر شده و سمت گوگل می گویید مقادیر value بزرگتر از ۳ را مشخص کن.
شاید لازم نباشد بگویم که قبل فراخوانی این تابع باید توابع اصلی گوگل آنالتیک قرار بگیرند.
به نام خدا
امروز روز افتتاحیه آواتک بود. آواتک یک مرکز رشد کارآفرینی خصوصی ست. کلا همیشه به نظر می رسید این کتاب های موفقیت کلاس های کارآفرینی و امثال این مطالب، موضوعات بسیار جذابی هستند. موضوعاتی که شاید چشم انداز آرزوهای افراد زیادی هستند. اما در عالم واقع معمولا به این فضا نزدیک نمی شویم. این نزدیک نشدن دو جنبه دارد. یک جنبه همت و توان و قصد انجام است. جنبه دوم عدم آگاهی از روش عملی کردن شعارهاست. دوره های کارآفرینی مطالب زیاد و حتی کاربردی را اشاره می کنند. ولی کمتر اشاره می کنند چطور سرخط آموزش ها به فعالیت های عملی منجر می شود.
مثلا عملی ترین موضوعی که توضیح داده می شود نوشتن طرح توجیه اقتصادی است. خب بعد از نوشتن این طرح باید چکار کرد؟ چطور باید نیرو جذب کرد؟ چطور مدیریت کرد؟ چطور بازاریابی کرد؟ معیارهای سنجش چه مسایلی را شامل می شود؟
برای بهبود این رویکرد بعضی افراد برگزاری کارگاه های آموزشی روی آوردند. آواتک در اصل کارگاهی است طولانی مدت. کارگاهی که هر دو طرف به انجام فعالیت ها متعهد می شوند. و این موضوع مطلبی دو طرفه است. هم مربی ها متعهد به خروجی هستند هم آموزش گیرنده ها.
به هر صورت ان شاالله اگر اتفاق متفاوتی رخ ندهد به مدت حداقل دو ماه درگیر این کارگاه خواهم بود. امیدوارم موازی با این آموزش ها بتوانم همینجا تجربیات و مطالب را ارایه کنم تا باقی افراد هم استفاده ببرند.
ارزیابی یک نیرو متخصص، برای جذب و ارتقا امر بسیار مهمی است. راهکارهای بسیار زیادی برای این موضوع مطرح شده است. بکار کلی، داشتن یک رویکرد سریع و جامع، باعث یکدستی نظارات در سازمان خواهد شد.
یک ماتریس معروفی برای دسته بندی برنامه نویسان توسط این فرد تهیه شده است. از سطح مبتدی تا پیشرفته چهار سطح در نظر گرفته شده است. برای هر نوع مهارت، تعریف ساده و صریح در نظر گرفته شده که مدیر و خود فرد می تواند به راحتی افراد را سطح بندی کند.
جدا از استفاده در زمان استخدام، این ماتریس می تواند سیر پیشرفت فرد را برایش ترسیم کند. افراد یک سازمان می توانند توسعه توانایی های خود را با توجه به گام های داخل ماتریس در نظر بگیرند.
در حیطه کنترل و مدیریت یک پروژه، مفاهیم مختلفی مطرح می شود. در این نوشته صدق بررسی این مفاهیم را نداریم. تنها جهت آشنایی و تفکیک چند عنوان اصلی توضیحاتی آورده ام. عنوان هایی مشهور که حداقل دانسته های فردی باید باشد که با کنترل پروژه برخورد دارد. PMBOK، prince2 و چابک (agile) عناوینی هستند که در صحبت ها بسیار بکار می رود.
اولین موضوع در این رابطه، ارتباط این موارد با هم است. به صورت کلی PMBOK استاندارد کنترل پروژه است. کلیات، حیطه ها و موضوعات اصلی را ذکر کرده است. در بخش های محدودی گام ها را اشاره کرده ولی در کلیات و مفاهیم اصلی تمرکز دارد.
در مقابل، prince جزئیات اجرا و مراحل آن را ذکر کرده است. بنابر این مطلب، PMBOK استاندارد است، پرینس متدولوژی است. و البته برای جزئیات عملیات بیشتر به فریم ورد (frame work) نیاز است.
در این پست وبلاگی، آقای خرم راد به این موضوعات بالا اشاره کردند و افزودن در مقدمه استاندارد PMBOK، توصیه به استفاده از prince به عنوان متدولوژی مناسب با این استاندارد کرده است.
اجایل، یا همان چابک، متدولوژی توسعه نرم افزار است. در این متدولوژی، می توان از تمام مطالب PMBOK استفاده کرد. در ویرایش نسخه 5، این استاندارد، مفاهیم چابک، بعضا افزوده شده اند. تفاوت چابک با موارد مشابه، بیشتر روی تاکید بر ذی نفعان بیش از هر مورد دیگر است.
برای آشنایی با چابک، می توان به بیانیه اصلی ان اشاره کرد. اما برای عملیاتی کردن آن، می توان از روش اسکرام به عنوان چهارچوب کاری مناسب مراجعه کرد. کتاب اصول اسکرام، کتابی کم حجم است که توسط مبداهای این روش نگاشته شده است. ترجمه کتاب به زبان های مختلف در لینک آن موجود است.
اما، برای اشنایی بیشتر با پرینس اول مرور این اسلایدها توصیه می شود. در این اسلایدها، سرفصل های لازم تشریح شده اند. در کنار این مطلب، پوستر اصلی این روش راهنمای گرافیکی این موضوع است. فرآیند آن در سایت مرجع به تفضیل آمده است. البته تفضیل گرافیکی و پوستر فارسی آن در وبلاگ آقای خرمراد موجود است.